تبليغاتX
liberal iranian

روز سه شنبه 23 سپتامبر همزمان با حضور رئیس جمهور خالی بندمان محمود آقا در مجمع عمومی سازمان ملل، به دعوت خانم نازنین افشین جم تظاهراتی در مقابل آن سازمان در نیویورک برگزار شد. ماکت هایی از اعدام کودکان و تصاویری از زندانیان سیاسی در این تجمع به چشم می خورد. نازنین افشین جم، احمد باطبی، دکتر رامین احمدی از مرکز اسناد حقوق بشر، رضا صفا یک کشیش مسیحی، فروغ ارغوان از کمیته علیه اعدام و سنگسار، دکتر دیوید کیلگور نماینده ی سابق پارلمان کانادا و من در این تظاهرات سخنرانی کردیم. ایرانیان اکثرا از کلیفرنیا، واشینگتن، ویرجینیا و مریلند به این تظاهرات آمده بودند. نمایندگانی از رسانه های فارسی زبان کالیفرنیا نیز حضور داشتند. خانم افشین جم از اعدام نوجوانان و نقض مستمر حقوق بشر در ایران سخن گفت و گفت که اهمیت دارد که بتوانیم صدای راستین مردم ایران را در این سوی دنیا انعکاس دهیم. او گفت اعتراض ما اینجا به معنای این نیست که به ایران حمله نظامی شود، بلکه این مردم درون ایران هستند که باید شرایط را تغییر دهند. باطبی آمارهایی از اعدام ها و زندانیان سیاسی ارائه داد و زود رفت که برسد به کنفرانس مطبوعاتی محمود آقا، اما پلیس او را نگه داشته و سوالاتی از او پرسیده بود. این طور که معلوم شد هیئت آقا محمود درباره احمد به پلیس گزارش غلط ارائه داده بود.

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:30 توسط stranger |

تحریم به ما اثر ندارد
آژانس چرا خبر ندارد

کی گفته که خرج رفته بالا
کمیاب شده غذا و کالا

در بیت امام و بیت بنده
تحریم شده اساس خنده

در خانه ما، تو شهر تهرون
یخچال پر از غذای ارزون

هم میوه و هم پنیر عالی
نوشابه ی طعم پرتغالی

اونورتر ما کنار بازار
تریاک شده به نرخ سیگار

تحریم اگر به کار باشه
صبحانه ما ناهار باشه

در قبر امام، بهشت زهرا
مجانی میدن خورشت و حلوا

مردم همه سیر و چاق و چله
از خوردن گوشت گشته زله

از غیب به ما خبر رسیده
دوران شتر به سر رسیده

چون اینهمه نفت و گاز داریم
پس بمب اتم نیاز داریم

یارب تو به ما اتم عطا کن
این درد بزرگ ما دوا کن

این منطق ما و مسلک ماست
با بمب اتم بهشت اینجاست

تحریم به ما اثر نداره
این زور زدنا ثمر نداره

در مذهب جنگ و بمب سازی
چین حامی ماست توی بازی

هم موشک و هم تفنگ از چین
هم چاقو و هم سلاح سنگین

در کشور ما که مهد دین است
آفتابه و مهر ساخت چین است

اصل هنر است فرش چینی
جون میده یه دقه روش بشینی

هم میوه و هم خیار از چین
صبحانه و هم ناهار از چین

تنها نه که چین، که روس با ماس
روسیه مرید ناب “آقاس”

روسیه که قهرمان “تیغ”! است
از لطف خدا!! با ما رفیق است

دارد همه جا هوای ما را
چسبیده پر عبای ما را

از محتویات حزب توده
یک خورده به ما فرو نموده

اجناس به نرخ روز میده
گاز از ما می گیره، گوز میده

با بودن روس و بودن چین
تا عرش رسیده رونق دین

از دولت ما مکن تو دوری
ای جرج بوش گوگور مگوری

ای مرد بزرگ، حضرت بوش
یک بمب اتم به ما تو بفروش

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:9 توسط stranger |

گزیده ای از صحبت های احمدی نژاد وتوضیحات اینجانب در تکمیل فرمایشات " گُه اَر " بار ایشان می باشد. 

دولت آمریکا باید با سایر ملت‌ها با احترام برخورد کند، با آنها روابط احترام‌آمیز و عادلانه داشته باشد

همانطور که ما با اسرائیل با احترام برخورد می کنیم و نمی گوییم باید از روی نقشه محو شود . همانگونه که ما پرچم آمریکا و اسرائیل و فرانسه را سوار خر نمی کنیم و دور شهر نمی گردانیم . همانطور که ما در هر تظاهرات و تجمعی پرچم آمریکا را آتش نمی زنیم . همانگونه که مرگ بر آمریکا شعار اصلی ما نیست .

همانگونه که ما نیز با ملت خود به احترام رفتار می کنیم وهیچ کدام از آنها را بزغاله نمی خوانیم و نیروی انتظامی ما در اوج فرهنگ و ادب و رعایت حقوق کامل شهروندان با آنها برخورد می کند . همانگونه که ما هیچ کدام از ایرانیان را چهارپا نمی انگاریم و دروغ گویی را سرلوحه کار خود قرار نداده ایم . همانگونه که ما عدالت را چنان در جامعه خود محقق کرده ایم که روح عدالت ورزی در جامعه موج می زند و هیچ نقطه ای از ایران حق هیچ انسانی ضایع نشده و نمی شود .    

روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 15:39 توسط stranger |

ستاد هوشمند تبلیغات احمدی نژاد

در دولت احمدی نژاد

  • ·         طرح مبارزه با بد حجابی شروع شد.
  • ·         تحریم های امریکا شروع شد.
  • ·         موضوع هسته ای ایران تابلو شد.
  • ·         بنزین سهمیه بندی شد.
  • ·         سوبسید آب و برق، گاز و شیر حذف شد.
  • ·         فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را توی خانه عفاف گرفتند.
  • ·         استاد دانشگاه به شاگردش تجاوز کرد.
  • ·         بد سابق ترین مدیر کشور و همکار احمدی نژاد مدیر سایپا شد.
  • ·         دولت به جای مشاوره با اقتصاد دانان با قصابان و بقالان مشورت کرد.
  • ·         قیمت خانه در تهران از پاریس گرانتر شد.
  • ·         برداشت از ذخیره ارزی 12 برابر شد.
  • ·         تورم به 21 درصد رسید.
  • ·         مردم ایتالیا و فرانسه توی خیابون علیه دولت ایران و تروریست بودنش تظاهرات کردند.
  • ·         زمزمه خلیج عربی شروع شد.
  • ·         قیمت مسکن سه برابر شد.
  • ·         طرح توریستی سفرهای استانی رئیس جمهور و وزرا شروع شد.
  • ·         دانش آموزان ایرانی موفق شدند در زیر زمین خانه شان انرژی هسته ای درست کنند.
  • ·         استادان دانشگاه مخالف دولت اجبارا بازنشته شدند.
  • ·         تمامی صنایع و کارخانه های دولتی به کنسرسیوم ها و مافیای داخلی فروخته شد.
  • ·         ایران از نظر کسب و کار در رده صد و بیست و چهارم قرار گرفت.
  • ·         کشور ما از نظر تورم در خاور میانه اول شد.
  • ·         سیل مهاجرت مردم به اولین کشور ممکن روانه شد .
  • ·         رئیس جمهور کشور موفق به دیدن هاله نورانی هنکام مذاکرات هسته ای شد.
  • ·         طرح تقسیم عادلانه !!! دریای خزر که تاریخ دانان آن را برابر با قرارداد ترکمانچای می دانند اجرا شد.
  • ·         حتی روسیه و چین هم  ایران را تحریم کردند.
  • ·         آمار اعتیاد در کشور به  بالاترین رقم در طی 50 سال اخیر رسید.
  • ·         کراک و انواع مواد مخدر به آسانی در دسترس مردم قرار گرفت.
  • ·         درصدی از مردم که زیر خط فقر قرار می گسرند به 40 درصد رسید.
  • دست در دست هم یکبار دیگه به احمدی نژاد رای بدیم
  • با اضافه کردن نکات مورد نظر خود و ارسال این لیست به دوستان ما را در رای آوردن مجدد احمدی نژاد یاری دهید
  • ستاد هوشمند تبلیغات درست برای احمدی نژاد ( معجزه هزاره سوم و سایر هزاره ها )

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 13:15 توسط stranger |

موضوع این یادداشت از طریق ایمیل یك دوست برایم فراهم شده است و می‌دانم كه شاید بسیاری از شما نیز این ایمیل را دریافت كرده باشید. با این وجود، به دلیل اهمیت موضوع، بهتر دیدم تا آن را در فضای وب منتشر كنم و قضاوت را به خوانندگان محترم واگذار نمایم:
مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ " و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده " مهندس هوا و فضا " ، " پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش MBA است " " دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد " و ... .
ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است " می خواهم فاحشه بشوم " شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .
" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست . من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .
تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند "

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 7:44 توسط stranger |